آموزشگاه زبان اندیشه پارسیان

اندیشه پارسیان، آموزشگاه و موسسه آموزش زبان های انگلیسی، آلمانی و همچنین مرکز برگزاری آزمون های بین المللی ÖSD در تهران است.

آموزشگاه زبان اندیشه پارسیان

اندیشه پارسیان، آموزشگاه و موسسه آموزش زبان های انگلیسی، آلمانی و همچنین مرکز برگزاری آزمون های بین المللی ÖSD در تهران است.

اندیشه پارسیان، آموزشگاه و موسسه آموزش زبان های انگلیسی، آلمانی و همچنین مرکز برگزاری آزمون های بین المللی ÖSD در تهران است.
اندیشه پارسیان به عنوان تخصصی ترین مرکز آموزش زبان آلمانی فقط در شهرک غرب تهران فعالیت دارد و شعبه دیگری ندارد.

  • ۰
  • ۰

شباهت های فارسی و آلمانی : !Doch

در بررسی عمیق‌تر شباهت‌های زبان فارسی و آلمانی، می‌توان مشاهده کرد که هر دو زبان فراتر از انتقال صرفِ اطلاعات عمل می‌کنند و ابزارهایی در اختیار گوینده قرار می‌دهند تا لحن، قضاوت ذهنی، احساسات درونی و موضع‌گیری خود نسبت به گفته را منتقل کند. این ابزارها معمولاً واژه‌هایی کوتاه و به‌ظاهر ساده‌اند، اما بار معنایی بسیار سنگینی دارند و بدون آن‌ها جمله اگرچه از نظر دستوری صحیح است، از نظر ارتباطی ناقص یا حتی سرد و بی‌روح به نظر می‌رسد. در زبان فارسی، این نقش را عناصری مانند «که»، «دیگه»، «اما»، «اتفاقاً»، «بالاخره» و حتی تغییر آهنگ صدا ایفا می‌کنند؛ عناصری که اغلب قابل حذف نیستند، زیرا حذف آن‌ها باعث تغییر محسوس در لحن یا نیت جمله می‌شود. درست مانند فارسی، در زبان آلمانی نیز بخشی از معنا نه در واژگان اصلی جمله، بلکه در همین عناصر ظریف و غیرقابل‌ترجمه‌ی دقیق نهفته است.

در این میان، کلمه‌ی doch یکی از شاخص‌ترین و پیچیده‌ترین نمونه‌ها در زبان آلمانی به شمار می‌رود؛ واژه‌ای که بیش از آن‌که حامل «معنا» باشد، حامل نگرش گوینده است. Doch می‌تواند مخالفت محترمانه، یادآوری یک واقعیت بدیهی، تأکید احساسی، تعجب، یا حتی نرم‌کردن یک دستور را منتقل کند، بی‌آن‌که معادل مستقیمی در زبان‌های دیگر داشته باشد. همین ویژگی باعث می‌شود که زبان‌آموزان در ترجمه‌ی تحت‌اللفظی آن دچار سردرگمی شوند، در حالی که فارسی‌زبانان از نظر مفهومی با چنین ساختاری کاملاً آشنا هستند. همان‌طور که در فارسی با افزودن یک «که» یا «دیگه» می‌توان لحن جمله را کاملاً تغییر داد، در آلمانی نیز doch نقش تنظیم‌کننده‌ی رابطه‌ی ذهنی میان گوینده و شنونده را ایفا می‌کند. بنابراین، شباهت فارسی و آلمانی در این نقطه نه در واژه‌ها، بلکه در نگاه مشترک هر دو زبان به نقش لحن و ذهنیت در ارتباط انسانی نهفته است.

 


کلمه‌ی doch؛ پلی میان منطق و احساس

واژه‌ی doch در زبان آلمانی نمونه‌ی بارزی از ذرات معنایی (Modalpartikeln) است که کارکرد آن بیش از آن‌که دستوری یا واژگانی باشد، گفتمانی و ارتباطی است.

در این نقش، doch مستقیماً به محتوای خبری جمله چیزی اضافه نمی‌کند، بلکه موضع ذهنی گوینده را نسبت به گفته‌ی قبلی یا انتظار شنونده نشان می‌دهد. به همین دلیل، این واژه معمولاً در ترجمه‌های تحت‌اللفظی حذف می‌شود یا به اشتباه با «اما» ترجمه می‌گردد، در حالی که کارکرد اصلی آن انتقال «مخالفت آگاهانه و آگاه‌سازی شنونده» است. درست مانند فارسی که در آن واژه‌هایی مثل «چرا» یا «اتفاقاً» نه برای افزودن اطلاعات جدید، بلکه برای اصلاح برداشت نادرست طرف مقابل به کار می‌روند، doch نیز در سطحی فراتر از منطق جمله عمل می‌کند.

یکی از مهم‌ترین و پایه‌ای‌ترین کاربردهای doch زمانی است که گوینده با یک جمله‌ی منفیِ بیان‌شده یا فرض‌شده روبه‌رو می‌شود و قصد دارد آن را رد کند.

در مثال «Er kommt nicht» (او نمی‌آید)، شنونده یا گوینده‌ی اول یک واقعیت منفی را مطرح کرده است. پاسخ «Doch, er kommt» صرفاً به معنای «او می‌آید» نیست؛ بلکه حامل این پیام پنهان است که «تصور یا گفته‌ی قبلی تو نادرست بوده است».

در فارسی نیز دقیقاً همین ساختار وجود دارد: ما به‌جای تکرار ساده‌ی جمله‌ی مثبت، از «چرا» یا «اتفاقاً» استفاده می‌کنیم تا نشان دهیم گفته‌ی قبلی را رد می‌کنیم. تفاوت ظریف اما مهم این است که doch این رد کردن را کوتاه، مؤدبانه و کاملاً طبیعی انجام می‌دهد، بدون آن‌که لحن جمله تهاجمی یا جدلی شود.

از منظر تطبیقی، شباهت فارسی و آلمانی در این کاربرد doch نشان می‌دهد که هر دو زبان برای مدیریت اختلاف نظر و تصحیح اطلاعات، به ابزارهای زبانی ظریف متکی هستند. وقتی فارسی‌زبان می‌گوید «چرا، می‌آید»، در واقع نه‌تنها واقعیت را بیان می‌کند، بلکه ذهنیت طرف مقابل را نیز اصلاح می‌کند. Doch دقیقاً همین نقش را در آلمانی ایفا می‌کند: پلی میان منطق (تصحیح یک گزاره‌ی نادرست) و احساس (نشان دادن آگاهی، اطمینان و حتی کمی تعجب). به همین دلیل، درک درست doch نه‌تنها به فهم دستور زبان آلمانی کمک می‌کند، بلکه زبان‌آموز را یک گام به درک گفتار طبیعی و انسانی آلمانی‌ها نزدیک‌تر می‌سازد.


A: Er hat kein Auto.
B: Doch, er hat ein Auto.


A: Man sagt, sie spricht kein Deutsch.
B: Doch, sie spricht sehr gut Deutsch.


A: Du hast mir nicht geschrieben.
B: Doch, ich habe dir gestern geschrieben.


برای آموزش‌های بیشتر و ویدیوهای کوتاه کاربردی آلمانی، می‌توانید به کانال یوتیوب اندیشه پارسیان مراجعه کنید.

  • اندیشه پارسیان
  • ۰
  • ۰

الفبای زبان آلمانی

الفبای زبان آلمانی (Das deutsche Alphabet)

الفبای زبان آلمانی پایه و نقطه شروع یادگیری این زبان است و بدون تسلط بر آن، تلفظ صحیح، دیکته درست کلمات و حتی یادگیری گرامر با مشکل مواجه می‌شود. خبر خوب این است که الفبای آلمانی شباهت زیادی به الفبای انگلیسی دارد و همین موضوع یادگیری آن را برای زبان‌آموزان ساده‌تر می‌کند؛ اما تفاوت‌های ظریف و مهمی هم وجود دارد که دانستن آن‌ها ضروری است.


 


تعداد حروف الفبای آلمانی

الفبای آلمانی شامل ۲۶ حرف اصلی (دقیقاً مثل انگلیسی) به‌علاوه ۴ حرف ویژه است.
در مجموع، زبان آلمانی با ۳۰ نماد نوشتاری مهم سروکار دارد.


حروف اصلی الفبای آلمانی

A – B – C – D – E – F – G – H – I – J – K – L – M – N – O – P – Q – R – S – T – U – V – W – X – Y – Z

نکته مهم:
اگرچه شکل نوشتاری این حروف شبیه انگلیسی است، اما تلفظ بعضی از آن‌ها کاملاً متفاوت است.

مثلاً:

  • J در آلمانی مثل «ی» تلفظ می‌شود

  • W شبیه «و» فارسی

  • V اغلب «ف» تلفظ می‌شود

  • Z شبیه «تس»


حروف ویژه در زبان آلمانی

1. Ä ä

شبیه «اِ» کشیده یا «اَ + ی» تلفظ می‌شود
مثال:

  • Mädchen (دختر)

2. Ö ö

صدایی بین «اُ» و «اِ» دارد
مثال:

  • hören (شنیدن)

3. Ü ü

صدایی بین «او» و «ای»
مثال:

  • über (بالا / درباره)

4. ß (Eszett یا Sharp S)

این حرف فقط کوچک نوشته می‌شود و صدای s کشیده دارد
مثال:

  • Straße (خیابان)


تفاوت بزرگ آلمانی با انگلیسی در نوشتار

یکی از نکات بسیار مهم در زبان آلمانی این است که:

تمام اسم‌ها (Nomen) با حرف بزرگ نوشته می‌شوند.

مثال:

  • der Tisch (میز)

  • die Schule (مدرسه)

این قانون مستقیماً به الفبا و نوشتار مربوط می‌شود و در آزمون‌ها (مثل ÖSD) بسیار مهم است.


چرا یادگیری الفبای آلمانی حیاتی است؟

یادگیری دقیق الفبا به شما کمک می‌کند:

  • تلفظ درست داشته باشید

  • کلمات جدید را صحیح بخوانید

  • در دیکته و نوشتن اشتباه نکنید

  • در Listening بهتر کلمات را تشخیص دهید

  • پایه قوی‌تری برای آزمون‌های آلمانی (ÖSD) بسازید

بسیاری از زبان‌آموزان، مشکلات تلفظ و شنیداری‌شان دقیقاً از بی‌توجهی به الفبا شروع می‌شود.


الفبای زبان آلمانی ساده به نظر می‌رسد، اما جزئیات آن نقش بسیار مهمی در تلفظ، نوشتار و موفقیت در یادگیری این زبان دارد. اگر از همان ابتدا الفبا را اصولی یاد بگیرید، مسیر یادگیری آلمانی برای شما بسیار سریع‌تر و کم‌اشتباه‌تر خواهد بود.


اگر دوست دارید یادگیری زبان آلمانی و انگلیسی را ساده، کاربردی و مرحله‌به‌مرحله پیش ببرید، ویدیوهای آموزشی ما دقیقاً برای شما طراحی شده‌اند. در این ویدیوها از مفاهیم پایه مثل الفبا و تلفظ گرفته تا گرامر، لغات پرکاربرد، نکات آزمونی و آمادگی برای IELTS و ÖSD به‌صورت کاملاً روان و قابل‌فهم آموزش داده می‌شود. محتوای ویدیویی طوری آماده شده که هم برای زبان‌آموزان مبتدی مفید باشد و هم برای کسانی که هدفشان مهاجرت، تحصیل یا قبولی در آزمون‌های بین‌المللی است. اگر یادگیری با ویدیو را ترجیح می‌دهید و دنبال آموزش اصولی و هدفمند هستید، این مجموعه ویدیوها می‌تواند همراه مطمئن شما در مسیر یادگیری زبان باشد.

مشاهده کانال یوتیوب اندیشه پارسیان

 

  • اندیشه پارسیان
  • ۰
  • ۰

زبان دانشگاهی دقیقاً یعنی چی؟

Academic Language به زبان ساده اما حرفه‌ای

خیلی از زبان‌آموزها فکر می‌کنن وقتی می‌تونن انگلیسی یا آلمانی صحبت کنن، دیگه برای دانشگاه هم آماده‌ان. مکالمه‌شون خوبه، فیلم می‌بینن، پادکست گوش می‌دن، حتی بعضی‌ها نمره زبان عمومی‌شون هم بالاست؛ اما وقتی وارد فضای دانشگاهی می‌شن، تازه می‌فهمن با یک «زبان کاملاً متفاوت» طرف هستن.
این‌جاست که سؤال مهم مطرح می‌شه: زبان دانشگاهی دقیقاً یعنی چی؟

زبان دانشگاهی فقط سخت‌تر حرف زدن نیست، فقط لغات قلمبه‌سلمبه هم نیست، و اصلاً به معنی حفظ کردن متن‌های خشک نیست. زبان دانشگاهی یک سیستم فکری، ساختاری و زبانی مخصوص محیط آکادمیکه که اگر درکش نکنی، حتی با سطح خوب زبان عمومی هم به مشکل می‌خوری.


زبان دانشگاهی دقیقاً یعنی چی؟


تعریف دقیق زبان دانشگاهی

زبان دانشگاهی (Academic Language) زبانیه که برای تحصیل، تحقیق، ارائه علمی، نوشتن مقاله، شرکت در کلاس دانشگاه، آزمون‌های آکادمیک و تعامل علمی استفاده می‌شه.
این نوع زبان در چهار مهارت (ListeningReadingWritingSpeaking) ویژگی‌های خاص خودش رو داره.

زبان دانشگاهی یعنی:

  • توانایی تحلیل نه فقط توصیف

  • توانایی بیان نظر با استدلال

  • توانایی نوشتن ساختاریافته و منطقی

  • توانایی درک متن‌های پیچیده و رسمی


تفاوت زبان دانشگاهی با زبان عمومی

اینجا یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات زبان‌آموزها رخ می‌ده. زبان عمومی برای زندگی روزمره عالیه، اما برای دانشگاه کافی نیست.

مثال ساده:
زبان عمومی:

.I think this is a good idea

زبان دانشگاهی:

.This approach can be considered effective due to several underlying factors

تفاوت فقط در لغت نیست؛ تفاوت در نوع فکر کردنه.


زبان دانشگاهی یعنی تغییر «لحن ذهن»

در زبان عمومی:

  • نظر شخصی مهمه

  • احساسات پررنگه

  • جمله‌ها کوتاه و ساده‌ان

در زبان دانشگاهی:

  • منطق مهم‌تر از احساسه

  • استدلال جای سلیقه رو می‌گیره

  • جمله‌ها ساختارمند و دقیق هستن

زبان دانشگاهی به تو یاد می‌ده چطور:

  • ادعا کنی

  • ادعات رو توضیح بدی

  • براش دلیل بیاری

  • نتیجه‌گیری کنی


زبان دانشگاهی در مهارت Reading

در دانشگاه، متن‌هایی می‌خونی که:

  • طولانی هستن

  • پر از اصطلاحات تخصصی‌ان

  • جمله‌های چندخطی دارن

  • فرض می‌کنن خواننده «تحلیل‌گره»

اینجا دیگه Reading یعنی:

  • Skimming و Scanning پیشرفته

  • تشخیص Main Idea

  • درک Argument

  • فهمیدن موضع نویسنده

زبان‌آموزی که فقط به متن‌های ساده عادت داره، اینجا سریع خسته می‌شه.


زبان دانشگاهی در Listening

Listening دانشگاهی یعنی:

  • گوش دادن به Lecture

  • فهمیدن بحث استاد

  • تشخیص مثال، توضیح و نتیجه

  • Note-taking همزمان

این نوع Listening زمین تا آسمون با دیدن ویدیوهای یوتیوب فرق داره.
اینجا استاد مکث نمی‌کنه، لغت ساده انتخاب نمی‌کنه و جملاتش کاملاً ساختاریافته‌ان.


زبان دانشگاهی در Writing (بزرگ‌ترین چالش)

نوشتن دانشگاهی معمولاً سخت‌ترین بخشه.
چرا؟ چون:

  • باید Formal باشه

  • نباید محاوره‌ای باشه

  • باید ساختار مشخص داشته باشه

  • Opinion بدون دلیل قبول نیست

Essay، Report، Research Paper، Assignment
همه‌شون زبان خاص خودشون رو دارن.

مثلاً:

  • استفاده از Linking Words

  • Paraphrasing

  • Avoiding repetition

  • Academic vocabulary


زبان دانشگاهی در Speaking

خیلی‌ها فکر می‌کنن Speaking دانشگاهی یعنی خیلی رسمی حرف زدن.
درحالی‌که یعنی:

  • واضح حرف زدن

  • Structured جواب دادن

  • استفاده از مثال و دلیل

  • مشارکت حرفه‌ای در بحث کلاسی

مثلاً وقتی استاد سؤال می‌پرسه، جواب کوتاه محاوره‌ای نمره نمیاره.


چرا زبان دانشگاهی برای آزمون‌ها حیاتی است؟

تقریباً تمام آزمون‌های بین‌المللی تحصیلی مثل:

  • IELTS Academic

  • آزمون‌های زبان آلمانی برای تحصیل

  • آزمون‌های ورودی دانشگاه‌ها

بر پایه زبان دانشگاهی طراحی شدن.
کسی که زبان دانشگاهی بلد نیست:

  • در Reading گیج می‌شه

  • در Writing نمره از دست می‌ده

  • در Speaking پاسخ ضعیف می‌ده


اشتباه رایج زبان‌آموزان

بزرگ‌ترین اشتباه اینه که:

«اول زبان عمومی رو کامل می‌کنم، بعد سراغ دانشگاهی می‌رم.»

درحالی‌که مسیر درست اینه:

  • زبان عمومی + دانشگاهی همزمان و هوشمندانه


زبان دانشگاهی:

  • یک سطح نیست؛ یک سبک فکر کردنه

  • فقط لغت نیست؛ ساختار و منطقه

  • فقط برای نمره نیست؛ برای موفقیت تحصیلی واقعیه


زبان دانشگاهی در عمل؛ تفاوت‌ها، چالش‌ها و مسیر درست یادگیری برای انگلیسی و آلمانی

خیلی از زبان‌آموزان دقیقاً همین‌جا گیر می‌کنند. آن‌ها تعریف زبان دانشگاهی را می‌دانند، اما وقتی وارد مسیر تحصیل، آزمون یا کلاس واقعی می‌شوند، احساس می‌کنند زبانشان «کار نمی‌کند». دلیلش این است که زبان دانشگاهی فقط دانستنی نیست؛ مهارت اجرایی است.


تفاوت زبان دانشگاهی انگلیسی و آلمانی

۱. زبان دانشگاهی در انگلیسی

زبان دانشگاهی انگلیسی، به‌ویژه در کشورهایی مثل کانادا، انگلستان و استرالیا، بیشتر روی این موارد تمرکز دارد:

  • وضوح (Clarity)

  • انسجام (Coherence)

  • استدلال منطقی

  • ساختار شفاف

در انگلیسی آکادمیک:

  • مستقیم‌گویی ارزش محسوب می‌شود

  • مقدمه، بدنه و نتیجه‌گیری کاملاً مشخص‌اند

  • Essay و Report نقش محوری دارند

دانشجو باید بلد باشد:

  • Thesis statement بنویسد

  • Argument بسازد

  • مثال آکادمیک بیاورد

  • نتیجه‌گیری تحلیلی ارائه دهد


۲. زبان دانشگاهی در آلمانی

زبان دانشگاهی آلمانی یک سطح ساختاری و ذهنی پیچیده‌تر دارد.
ویژگی‌های اصلی آن:

  • جمله‌های طولانی و چندبخشی

  • دقت بالا در گرامر

  • ترتیب دقیق فعل‌ها

  • استفاده زیاد از ساختارهای رسمی

در آلمانی:

  • یک اشتباه گرامری کوچک می‌تواند کل جمله را ضعیف کند

  • ساختار جمله اهمیت بیشتری از دایره لغات دارد

  • زبان رسمی فاصله‌اش با زبان روزمره بیشتر است

به همین دلیل، زبان دانشگاهی آلمانی بدون آموزش اصولی تقریباً غیرممکن می‌شود.


زبان دانشگاهی در محیط واقعی دانشگاه

در کلاس درس

دانشجو باید بتواند:

  • سؤال استاد را دقیق بفهمد

  • پاسخ تحلیلی بدهد

  • نظر مخالف را محترمانه بیان کند

  • بحث علمی را دنبال کند

اینجا زبان «نظر شخصی ساده» جواب نمی‌دهد؛ باید:

  • دلیل بیاوری

  • مثال بزنی

  • نتیجه‌گیری کنی


در ارائه‌ها (Presentation)

ارائه دانشگاهی یعنی:

  • ساختار مشخص

  • واژگان رسمی

  • انتقال پیام، نه حفظ متن

دانشجویانی که زبان عمومی دارند معمولاً:

  • متن را حفظ می‌کنند

  • استرس می‌گیرند

  • ارتباطشان با مخاطب قطع می‌شود


در نوشتن تکالیف و مقاله‌ها

نوشتن دانشگاهی جایی است که ضعف واقعی زبان مشخص می‌شود.
چالش‌های اصلی:

  • Paraphrasing

  • استفاده از Academic Vocabulary

  • جلوگیری از تکرار

  • رعایت ساختار رسمی

کسی که فقط مکالمه بلد است، اینجا عملاً فلج می‌شود.


ارتباط مستقیم زبان دانشگاهی با IELTS و ÖSD

زبان دانشگاهی و IELTS

آیلتس آکادمیک دقیقاً زبان دانشگاهی را می‌سنجد:

  • Reading: متن‌های علمی

  • Writing Task 1 & 2: تحلیل، گزارش، استدلال

  • Speaking: پاسخ ساختاریافته

کسی که زبان دانشگاهی بلد نباشد:

  • در Writing نمره از دست می‌دهد

  • در Speaking پاسخ سطحی می‌دهد

  • در Reading دچار سوءبرداشت می‌شود


زبان دانشگاهی و ÖSD

ÖSD هم فقط آزمون زبان نیست؛ آزمون آمادگی تحصیل و زندگی رسمی است.
در ÖSD:

  • متن‌ها رسمی‌اند

  • ساختار جمله مهم است

  • دقت گرامری حیاتی است

بدون درک زبان دانشگاهی آلمانی، قبولی در سطوح بالاتر بسیار سخت می‌شود.


اشتباهات مرگبار زبان‌آموزان در مسیر زبان دانشگاهی

۱. تمرکز بیش‌ازحد روی لغت
۲. بی‌توجهی به ساختار
۳. تقلید کورکورانه از متن‌ها
۴. نداشتن بازخورد تخصصی
۵. یادگیری جدا از هدف آزمون یا دانشگاه

این اشتباهات باعث می‌شود زبان‌آموز «زیاد بخواند ولی کم نتیجه بگیرد».


مسیر درست یادگیری زبان دانشگاهی (واقعی و عملی)

مسیر اصولی یعنی:

  1. همزمان یاد گرفتن زبان عمومی و دانشگاهی

  2. تمرین مهارت‌های چهارگانه به شکل هدفمند

  3. کار روی Writing و Speaking به‌صورت تخصصی

  4. گرفتن بازخورد حرفه‌ای

  5. تمرکز بر آزمون یا هدف نهایی (IELTS یا ÖSD)


چرا آموزش خودآموز برای زبان دانشگاهی کافی نیست؟

زبان دانشگاهی:

  • نیاز به اصلاح دارد

  • نیاز به تحلیل دارد

  • نیاز به تجربه آزمونی دارد

بدون استاد و مسیر مشخص:

  • اشتباهات تثبیت می‌شوند

  • پیشرفت کند می‌شود

  • نمره آزمون آسیب می‌بیند


زبان دانشگاهی:

  • پلی بین «دانستن زبان» و «موفق شدن در دانشگاه» است

  • برای انگلیسی و آلمانی ضروری اما متفاوت است

  • بدون آموزش اصولی، پرریسک و فرسایشی می‌شود

اگر کسی قصد تحصیل، مهاجرت یا شرکت در آزمون‌های بین‌المللی را دارد، زبان دانشگاهی دیگر انتخاب نیست؛ الزام است.

مشاهده دوره های آموزش زبان در اندیشه پارسیان

 

  • اندیشه پارسیان
  • ۰
  • ۰

منفی کردن Artikel های آلمانی

در زبان آلمانی، منفی‌کردن اسم‌ها برخلاف بسیاری از زبان‌ها فقط با افزودن یک واژهٔ منفی ساده انجام نمی‌شود، بلکه ساختار گرامری جمله و نوع Artikel اسم نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. در واقع، زبان آلمانی میان منفی‌کردن «خودِ اسم» و منفی‌کردن «اطلاعات مربوط به اسم» تفاوت قائل می‌شود. به همین دلیل، نمی‌توان بدون توجه به این‌که اسم دارای Artikel نامعین، معرفه یا اصلاً بدون Artikel است، از یک الگوی واحد برای منفی‌سازی استفاده کرد. این تفاوت ساختاری باعث می‌شود زبان‌آموزانی که هنوز منطق Artikelها را به‌درستی درک نکرده‌اند، در انتخاب میان nicht و kein دچار سردرگمی شوند، درحالی‌که این انتخاب کاملاً قانون‌مند و قابل پیش‌بینی است.

یکی از مهم‌ترین نکات در این زمینه این است که kein اساساً جایگزین منفیِ ein محسوب می‌شود. یعنی هر جا که یک اسم با Artikel نامعین (ein / eine) یا بدون Artikel بیاید و بخواهیم وجود آن را به‌طور کامل انکار کنیم، منفی‌سازی از طریق خودِ Artikel انجام می‌شود، نه با فعل یا کل جمله. در این حالت، گوینده نه‌تنها جمله را منفی می‌کند، بلکه اعلام می‌کند که آن شیء، شخص یا مفهوم «اصلاً وجود ندارد». دقیقاً به همین دلیل است که در چنین ساختاری استفاده از nicht اشتباه محسوب می‌شود، چون nicht برای منفی‌کردن وجود اسم طراحی نشده، بلکه برای نفی ویژگی‌ها، حالت‌ها یا افعال به کار می‌رود. درک این تفاوت، پایهٔ اصلی فهم منفی‌سازی در زبان آلمانی است.

در مقابل، nicht زمانی به‌کار می‌رود که اسم از قبل مشخص شده باشد یا تمرکز منفی‌سازی روی خودِ اسم نباشد، بلکه روی فعل، صفت یا کل پیام جمله قرار بگیرد. بنابراین اگر یک اسم با Artikel معرفه (der, die, das) بیاید، معمولاً دیگر نمی‌توان آن را با kein منفی کرد، زیرا وجود آن مفروض گرفته شده است. به بیان ساده‌تر، kein برای نفی وجود است و nicht برای نفی توصیف یا عمل. وقتی زبان‌آموز این منطق را بفهمد که «منفی‌سازی در آلمانی یا از طریق Artikel انجام می‌شود یا از طریق جمله»، دیگر انتخاب بین nicht و kein به‌جای یک حدس، تبدیل به یک تصمیم کاملاً منطقی و سیستماتیک می‌شود.


ویدیو


die Ingenieur, die Ingenieurin
der Arzt, die Ärztin
der Lehrer, die Lehrerin
der Grafiker, die Grafikerin


 

kasus Maskulinum Femininum Neutrum Plural
Nominativ ein / kein eine / keine ein / kein - / keine
Akkusativ einen / keinen eine / keine ein / kein - / keine
Dativ einem / keinem einer / keiner einem / keinem - / keinen
Genitiv eines / keines einer / keiner eines / keines - / keiner

منفی کردن اسم‌های دارای Artikel نامعین (ein / eine)

در زبان آلمانی، وقتی اسم با Artikel نامعین ein یا eine بیاید و بخواهیم آن را منفی کنیم، منفی‌سازی مستقیم روی خودِ اسم انجام می‌شود و Artikel نامعین به kein یا keine تغییر می‌کند.

به این معنا که وقتی می‌گوییم «Ich habe ein Buch»، جمله در حالت منفی تبدیل می‌شود به «Ich habe kein Buch»، که نشان می‌دهد کتاب وجود ندارد یا «هیچ کتابی در دسترس نیست».

همین تغییر در Artikel باعث می‌شود تمرکز منفی‌سازی روی خودِ اسم باشد و نه روی فعل یا جمله. به عبارت دیگر، kein و keine حکم منفی‌ساز اصلی اسم را دارند و بنابراین در چنین جملاتی استفاده از nicht اشتباه است، زیرا nicht معمولاً برای نفی ویژگی‌ها، صفت‌ها یا افعال به‌کار می‌رود و نه برای نفی مستقیم اسم.

برای اسامی مؤنث، همان منطق رعایت می‌شود:

اگر جمله‌ای مانند «Sie hat eine Schwester» داشته باشیم و بخواهیم آن را منفی کنیم، تبدیل می‌شود به «Sie hat keine Schwester». این جمله به صراحت بیان می‌کند که هیچ خواهری وجود ندارد و منفی‌سازی روی خود اسم انجام شده است.

نکتهٔ کلیدی این است که kein و keine صرفاً جایگزین ein و eine می‌شوند و صرف آن‌ها مطابق صرف Articleها است، بنابراین در حالت‌های مختلف Nominativ، Akkusativ و Dativ فرم‌های متفاوتی پیدا می‌کنند. فهم دقیق این الگو کمک می‌کند که زبان‌آموزان بتوانند جملات منفی را بدون اشتباه بسازند و از گیج شدن بین nicht و kein جلوگیری شود.


منفی کردن اسم‌های بدون Artikel (Plural یا غیرقابل‌ شمارش)

حالت دیگر منفی‌سازی اسامی، وقتی است که اسم بدون Article بیاید یا جمع یا غیرقابل‌شمارش باشد. در این شرایط نیز از kein / keine استفاده می‌کنیم، زیرا هدف منفی کردن وجود یا مقدار آن اسم است، نه نفی ویژگی یا عمل.

برای مثال جمله «Ich habe Zeit» وقتی منفی شود، به «Ich habe keine Zeit» تبدیل می‌شود، یعنی «من وقت ندارم».

این منفی‌سازی نشان می‌دهد که به طور کامل هیچ زمانی در اختیار نیست، بدون اینکه بخواهیم روی فعل یا حالت دیگری تمرکز کنیم. مشابه آن، در جمع نیز همین قانون برقرار است: «Wir haben Freunde» وقتی منفی شود به «Wir haben keine Freunde»، به این معنا که هیچ دوستی وجود ندارد.

نکتهٔ مهم در اینجا این است که kein همیشه همراه اسم می‌آید و جایگزین Article می‌شود، حتی اگر اسم بدون Article باشد. در واقع، در زبان آلمانی منفی‌سازی اسم‌های جمع و غیرقابل‌شمارش بدون kein غیرممکن است و استفاده از nicht در این موارد نیز اشتباه است، چون nicht تنها برای نفی ویژگی‌ها، افعال یا جمله به‌کار می‌رود و نه برای نفی مستقیم مقدار یا وجود یک اسم. این منطق باعث می‌شود زبان‌آموزان با یک قاعدهٔ ثابت بتوانند جملات منفی بسازند و درک درستی از تفاوت‌های ساختاری جمله داشته باشند.


تفاوت Kein و Nicht در منفی‌سازی اسم‌ها و جملات

یکی از رایج‌ترین اشتباهات زبان‌آموزان آلمانی، گیج شدن بین kein و nicht است، زیرا هر دو برای بیان منفی به‌کار می‌روند اما در کاربرد و موقعیت‌های گرامری بسیار متفاوت هستند.

به طور کلی، kein به‌طور مستقیم برای منفی کردن وجود یا مقدار یک اسم استفاده می‌شود. یعنی هر جا اسم با Artikel نامعین (ein / eine) بیاید یا اسم بدون Article باشد، منفی‌سازی توسط kein / keine انجام می‌شود و تمرکز جمله روی خود اسم و وجود آن است. در این حالت، استفاده از nicht اشتباه است، زیرا nicht معمولاً به نفی وجود اسم اختصاص ندارد و برای نفی ویژگی‌ها، صفت‌ها یا افعال به کار می‌رود. به عنوان مثال جمله «Ich habe ein Auto» وقتی منفی شود، صحیح‌ترین شکل آن «Ich habe kein Auto» است، و نه «Ich habe nicht Auto»، زیرا هدف انکار وجود ماشین است، نه انکار فعل یا ویژگی.

در مقابل، nicht برای نفی همه چیزهایی به کار می‌رود که مستقیماً وجود اسم را هدف نمی‌گیرند، بلکه روی ویژگی‌ها، حالت‌ها، افعال یا جملات کامل تمرکز دارند. به عنوان مثال وقتی می‌گوییم «Das Auto ist nicht teuer»، تمرکز منفی روی صفت teuer (گران) است و نه روی وجود اتومبیل؛ بنابراین استفاده از kein در اینجا اشتباه است. یا در جمله «Ich mag den Film nicht» نفی روی فعل mögen (دوست داشتن) اعمال می‌شود و نه روی خود فیلم، زیرا فیلم با Article معرفه den مشخص شده است و وجود آن قطعی فرض شده است. در نتیجه nicht وسیلهٔ اصلی منفی‌سازی افعال، صفت‌ها، قیدها و جملات است، در حالی که kein وسیلهٔ منفی‌سازی مستقیم اسم‌ها و مقادیر آن‌هاست.

نکتهٔ کلیدی برای زبان‌آموزان این است که با تشخیص نوع اسم و جایگاه منفی‌سازی، انتخاب بین kein و nicht کاملاً منطقی و سیستماتیک می‌شود. ساده‌ترین روش این است که ابتدا سؤال کنیم: «آیا من می‌خواهم وجود یا مقدار اسم را نفی کنم؟» اگر پاسخ بله است، kein / keine استفاده می‌کنیم. اگر پاسخ نه باشد و بخواهیم ویژگی، فعل یا حالت جمله را نفی کنیم، از nicht استفاده می‌کنیم. فهم این تفاوت نه تنها از اشتباهات رایج جلوگیری می‌کند، بلکه باعث می‌شود جملات منفی آلمانی شما طبیعی، دقیق و قابل فهم برای مخاطب باشد و در آزمون‌های زبان، خصوصاً در بخش Schreiben و Sprechen، نمرهٔ بالاتری کسب کنید.


برای آموزش‌های بیشتر و ویدیوهای کوتاه کاربردی آلمانی، می‌توانید به کانال یوتیوب اندیشه پارسیان مراجعه کنید.

  • اندیشه پارسیان
  • ۰
  • ۰

حرف تعریف در زبان آلمانی

یکی از مهم‌ترین و در عین حال چالش‌برانگیزترین مباحث زبان آلمانی، حرف تعریف است. برخلاف زبان انگلیسی که فقط با a / an / the سروکار داریم، در آلمانی حرف تعریف نه‌تنها به معنی کلمه بستگی دارد، بلکه به جنسیت اسم، حالت دستوری (Case) و حتی جمع یا مفرد بودن آن هم وابسته است. به همین دلیل، یادگیری درست حروف تعریف از همان ابتدای مسیر، نقش بسیار مهمی در درست صحبت‌کردن و درست نوشتن دارد.


 


در زبان آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد:

  • مذکر (Maskulin)

  • مؤنث (Feminin)

  • خنثی (Neutrum)

و این جنسیت معمولاً هیچ ربطی به جنسیت واقعی ندارد؛ بلکه یک ویژگی زبانی است که باید همراه با خود اسم یاد گرفته شود. به همین خاطر است که در آلمانی همیشه توصیه می‌شود اسم‌ها را با حرف تعریفشان حفظ کنیم، نه به‌تنهایی.


انواع حرف تعریف در آلمانی

به‌طور کلی، حروف تعریف در آلمانی به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند:

1️⃣ حرف تعریف معین (Bestimmter Artikel)

وقتی درباره یک چیز مشخص و شناخته‌شده صحبت می‌کنیم، از حرف تعریف معین استفاده می‌کنیم:

  • der → برای اسم‌های مذکر

  • die → برای اسم‌های مؤنث

  • das → برای اسم‌های خنثی

مثال:

  • der Mann (مرد)

  • die Frau (زن)

  • das Kind (کودک)


2️⃣ حرف تعریف نامعین (Unbestimmter Artikel)

وقتی درباره یک چیز نامشخص یا برای اولین بار صحبت می‌کنیم:

  • ein → برای مذکر و خنثی

  • eine → برای مؤنث

مثال:

  • ein Mann (یک مرد)

  • eine Frau (یک زن)

  • ein Kind (یک کودک)


چرا حرف تعریف در آلمانی این‌قدر مهم است؟

حرف تعریف فقط یک کلمه کوچک نیست؛ بلکه اطلاعات زیادی به شنونده یا خواننده می‌دهد:

  • جنسیت اسم چیست؟

  • نقش اسم در جمله چیست؟

  • جمله رسمی است یا غیررسمی؟

  • ساختار گرامری درست است یا نه؟

در آزمون‌هایی مثل ÖSD، اشتباه در حرف تعریف می‌تواند مستقیماً باعث کاهش نمره در بخش‌های Writing و Speaking شود.


نکته بسیار مهم برای زبان‌آموزان

در آلمانی نباید بپرسید:
❌ «چرا این کلمه der است؟»
بلکه باید بگویید:
✅ «این کلمه der است و من آن را همان‌طور یاد می‌گیرم.»

این طرز فکر یادگیری را سریع‌تر و دقیق‌تر می‌کند.


۱۰ مثال کاربردی از حرف تعریف در آلمانی

 1️⃣Der Lehrer ist freundlich

معلم (مذکر) مهربان است.

2️⃣Die Schule ist groß

مدرسه (مؤنث) بزرگ است.

3️⃣Das Buch liegt auf dem Tisch

کتاب (خنثی) روی میز قرار دارد.

4️⃣Ein Mann wartet draußen

یک مرد بیرون منتظر است.

5️⃣Eine Frau spricht Deutsch

یک زن آلمانی صحبت می‌کند.

 6️⃣Das Auto ist neu

ماشین جدید است.

7️⃣Der Hund schläft

سگ خوابیده است.

8️⃣Die Tasche ist schwer

کیف سنگین است.

9️⃣Ein Kind spielt im Park

یک کودک در پارک بازی می‌کند.

Die Stadt ist sehr schön🔟

شهر خیلی زیباست.


اگر دوست دارید زبان آلمانی و انگلیسی را اصولی، کاربردی و بدون سردرگمی یاد بگیرید، ویدیوهای آموزشی ما را از دست ندهید. در این ویدیوها، مفاهیم مهم گرامری، لغات پرکاربرد، مکالمه‌های واقعی و نکات کلیدی آزمون‌های IELTS و ÖSD به‌صورت ساده، مرحله‌به‌مرحله و کاملاً قابل فهم آموزش داده می‌شوند. این ویدیوها هم برای زبان‌آموزان مبتدی مناسب‌اند و هم برای کسانی که هدفشان مهاجرت، تحصیل یا کار بین‌المللی است.
برای دیدن آموزش‌های کامل‌تر و ویدیوهای جدید، حتماً به کانال یوتیوب اندیشه پارسیان سر بزنید و همراه ما باشید.

 

  • اندیشه پارسیان
  • ۰
  • ۰

شغل ها به آلمانی

شناخت شغل‌ها در زبان آلمانی فقط به معنی یاد گرفتن چند واژه جدید نیست، بلکه یکی از پایه‌ای‌ترین مهارت‌ها برای برقراری ارتباط مؤثر در موقعیت‌های واقعی زندگی محسوب می‌شود. زبان‌آموز با دانستن نام شغل‌ها می‌تواند خود را معرفی کند، درباره تحصیل و تجربه کاری‌اش صحبت کند، برنامه‌های آینده‌اش را توضیح دهد و در مکالمات روزمره یا رسمی شرکت کند. از سطح A1، جایی که جملات ساده‌ای مثل Ich bin Student یا Ich arbeite als Verkäufer استفاده می‌شود، تا سطوح بالاتر که توضیح دقیق وظایف شغلی اهمیت پیدا می‌کند، واژگان مربوط به شغل‌ها نقش کلیدی در پیشرفت زبان دارند

از طرف دیگر، در زبان آلمانی توجه به ساختار شغل‌ها از نظر جنسیت، جمع‌بندی و کاربرد گرامری اهمیت ویژه‌ای دارد. بیشتر شغل‌ها دارای شکل مذکر و مؤنث هستند و زبان‌آموز باید بتواند این تفاوت‌ها را به‌درستی به‌کار ببرد، به‌خصوص در نوشتار رسمی، مقاله‌نویسی و آزمون‌های زبان. علاوه بر این، آشنایی با شغل‌های مختلف در حوزه‌های آموزش، پزشکی، فنی، خدماتی، هنری و دیجیتال باعث می‌شود دایره لغات فرد به‌صورت هدفمند گسترش پیدا کند و اعتمادبه‌نفس او در مکالمه و نوشتن افزایش یابد. به همین دلیل، یادگیری شغل‌ها یکی از مهم‌ترین قدم‌ها برای ورود به دنیای کار، تحصیل و زندگی در یک محیط آلمانی‌زبان است.


 


die Ingenieur, die Ingenieurin : مهندس
der Arzt, die Ärztin : دکتر
der Lehrer, die Lehrerin : معلم
der Grafiker, die Grafikerin : گرافیک کار

مذکر و مؤنث شغل‌ها در زبان آلمانی

در زبان آلمانی، بیشتر نام شغل‌ها بسته به جنسیت فرد، به دو شکل مذکر (Maskulin) و مؤنث (Feminin) به‌کار می‌روند. شکل مذکر معمولاً فرم پایه‌ی واژه محسوب می‌شود و برای مردان یا به‌صورت کلی و خنثی استفاده می‌شود، در حالی که برای اشاره به زنان، از فرم مؤنث استفاده می‌کنیم. شناخت این تفاوت یکی از نکات بسیار مهم در مکالمه، نوشتار رسمی و آزمون‌های زبان آلمانی است.

در اغلب موارد، برای ساختن شکل مؤنث شغل‌ها کافی است به انتهای فرم مذکر، پسوند -in اضافه کنیم.

برای مثال، der Lehrer (معلم مرد) در حالت مؤنث به die Lehrerin تبدیل می‌شود.

و یا der Arzt (پزشک مرد) به die Ärztin (حالت مونث)

در حالت جمع مؤنث نیز، این پسوند به شکل -innen درمی‌آید؛ مانند die Lehrerinnen. توجه به این نکته در متون رسمی اهمیت زیادی دارد، زیرا در صورت اشتباه در جنسیت شغلی، جمله از نظر زبانی نادرست یا غیرحرفه‌ای به نظر می‌رسد.

با این حال، همه‌ی شغل‌ها دقیقاً از این قاعده پیروی نمی‌کنند. برخی از نام‌های شغلی به‌طور طبیعی فقط یک شکل دارند یا برای هر دو جنس یکسان استفاده می‌شوند، مانند die Person یا das Mitglied. همچنین در زبان آلمانی مدرن، به‌ویژه در متون رسمی و دانشگاهی، از شکل‌های بی‌طرف جنسیتی نیز استفاده می‌شود؛ مثل نوشتن Lehrerinnen* یا Lehrende برای اشاره هم‌زمان به همه‌ی جنسیت‌ها. آشنایی با این ساختارها به زبان‌آموز کمک می‌کند متن‌هایی دقیق‌تر، محترمانه‌تر و مطابق با استانداردهای امروزی زبان آلمانی بنویسد.


Was ist ein Beruf?

در زبان آلمانی به شغل می‌گوییم der Beruf. برای معرفی شغل معمولاً می‌گوییم:

Ich bin + Beruf


Bildungs- und wissenschaftliche Berufe/شغل‌های آموزشی و علمی

  • der Lehrer / die Lehrerin – معلم

  • der Professor / die Professorin – استاد دانشگاه

  • der Dozent / die Dozentin – مدرس

  • der Schüler / die Schülerin – دانش‌آموز

  • der Student / die Studentin – دانشجو

  • der Erzieher / die Erzieherin – مربی کودک

  • der Pädagoge / die Pädagogin – کارشناس آموزش

  • der Forscher / die Forscherin – پژوهشگر

  • der Wissenschaftler / die Wissenschaftlerin – دانشمند


medizinische und therapeutische Berufe/شغل‌های پزشکی و درمانی

  • der Arzt / die Ärztin – پزشک

  • der Zahnarzt / die Zahnärztin – دندان‌پزشک

  • der Chirurg / die Chirurgin – جراح

  • der Krankenpfleger / die Krankenschwester – پرستار

  • der Apotheker / die Apothekerin – داروساز

  • der Physiotherapeut / die Physiotherapeutin – فیزیوتراپیست

  • der Psychologe / die Psychologin – روانشناس

  • der Hebamme – ماما

  • der Rettungssanitäter / die Rettungssanitäterin – امدادگر


technische und ingenieurwissenschaftliche Berufe/شغل‌های فنی و مهندسی

  • der Ingenieur / die Ingenieurin – مهندس

  • der Elektrotechniker / die Elektrotechnikerin – مهندس برق

  • der Maschinenbauer / die Maschinenbauerin – مهندس مکانیک

  • der Informatiker / die Informatikerin – متخصص IT

  • der Programmierer / die Programmiererin – برنامه‌نویس

  • der Softwareentwickler / die Softwareentwicklerin – توسعه‌دهنده نرم‌افزار

  • der Techniker / die Technikerin – تکنسین

  • der Mechatroniker / die Mechatronikerin – مکاترونیک‌کار


kaufmännische und administrative Berufe/شغل‌های اداری و اقتصادی

  • der Manager / die Managerin – مدیر

  • der Kaufmann / die Kauffrau – تاجر

  • der Sachbearbeiter / die Sachbearbeiterin – کارمند اداری

  • der Buchhalter / die Buchhalterin – حسابدار

  • der Controller / die Controllerin – کنترل مالی

  • der Bankangestellte / die Bankangestellte – کارمند بانک

  • der Finanzberater / die Finanzberaterin – مشاور مالی


Dienstleistungs- und Verkaufsberufe/شغل‌های خدماتی و فروش

  • der Verkäufer / die Verkäuferin – فروشنده

  • der Kassierer / die Kassiererin – صندوقدار

  • der Kundenberater / die Kundenberaterin – مشاور مشتری

  • der Callcenter-Agent / die Callcenter-Agentin – اپراتور تلفنی

  • der Handelsvertreter / die Handelsvertreterin – نماینده فروش


handwerkliche und industrielle Berufe/شغل‌های فنی‌ـ‌کارگری و صنعتی

  • der Mechaniker / die Mechanikerin – مکانیک

  • der Elektriker / die Elektrikerin – برق‌کار

  • der Installateur / die Installateurin – لوله‌کش

  • der Schweißer / die Schweißerin – جوشکار

  • der Schreiner / die Schreinerin – نجار

  • der Maler / die Malerin – نقاش ساختمان

  • der Bauarbeiter / die Bauarbeiterin – کارگر ساختمانی


künstlerische und mediale Berufe/شغل‌های هنری و رسانه‌ای

  • der Künstler / die Künstlerin – هنرمند

  • der Musiker / die Musikerin – موسیقی‌دان

  • der Sänger / die Sängerin – خواننده

  • der Schauspieler / die Schauspielerin – بازیگر

  • der Regisseur / die Regisseurin – کارگردان

  • der Fotograf / die Fotografin – عکاس

  • der Journalist / die Journalistin – خبرنگار

  • der Autor / die Autorin – نویسنده


IT- und digitale Berufe/شغل‌های IT و دیجیتال

  • der Webdesigner / die Webdesignerin – طراح وب

  • der UX-Designer / die UX-Designerin – طراح تجربه کاربری

  • der Data-Analyst / die Data-Analystin – تحلیل‌گر داده

  • der Systemadministrator / die Systemadministratorin – مدیر سیستم

  • der IT-Support / die IT-Supporterin – پشتیبان IT


Berufe im Transport- und Tourismusbereich/شغل‌های حمل‌ونقل و گردشگری

  • der Fahrer / die Fahrerin – راننده

  • der Pilot / die Pilotin – خلبان

  • der Flugbegleiter / die Flugbegleiterin – مهماندار هواپیما

  • der Lokführer / die Lokführerin – راننده قطار

  • der Reiseleiter / die Reiseleiterin – راهنمای گردشگری

  • der Hotelmanager / die Hotelmanagerin – مدیر هتل


juristische und sicherheitsrelevante Berufe/شغل‌های حقوقی و امنیتی

  • der Anwalt / die Anwältin – وکیل

  • der Richter / die Richterin – قاضی

  • der Polizist / die Polizistin – پلیس

  • der Sicherheitsbeamte / die Sicherheitsbeamtin – مأمور امنیت

  • der Zollbeamte / die Zollbeamtin – مأمور گمرک


برای آموزش‌های بیشتر و ویدیوهای کوتاه کاربردی آلمانی، می‌توانید به کانال یوتیوب اندیشه پارسیان مراجعه کنید.

  • اندیشه پارسیان
  • ۰
  • ۰

بهترین روش یادگیری هم‌زمان زبان و آمادگی آزمون (IELTS و ÖSD)

چرا یادگیری هم‌زمان زبان و آزمون مهم است؟

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات زبان‌آموزان این است که یادگیری زبان را از آمادگی آزمون جدا می‌کنند. در حالی که برای آزمون‌هایی مثل IELTS و ÖSD، زبان فقط یک مهارت عمومی نیست؛ بلکه ابزاری هدفمند برای موفقیت تحصیلی، کاری و مهاجرتی است. اگر زبان را بدون در نظر گرفتن مسیر آزمون یاد بگیرید، دیر یا زود مجبور می‌شوید بسیاری از عادت‌های زبانی خود را اصلاح کنید. یادگیری هم‌زمان باعث می‌شود از همان ابتدا در مسیر درست حرکت کنید.


بهترین روش یادگیری هم‌زمان زبان و آمادگی آزمون (IELTS و ÖSD)


تفاوت یادگیری عمومی زبان با یادگیری آزمون‌محور

یادگیری عمومی زبان معمولاً روی مکالمه روزمره، واژگان عمومی و گرامر پایه تمرکز دارد. اما یادگیری آزمون‌محور:

  • هدفمند است

  • مهارت‌محور است (Listening، Reading، Writing، Speaking)

  • زمان‌محور است

  • و بر اساس استانداردهای رسمی آزمون طراحی می‌شود

روش هوشمندانه این است که این دو مسیر را ادغام کنیم، نه جدا.


قدم اول: تعیین هدف دقیق (نه کلی)

قبل از شروع، باید بدانید:

  • آیلتس برای تحصیل، کار یا مهاجرت؟

  • ÖSD برای اقامت، شهروندی یا دانشگاه؟

  • چه نمره‌ای و در چه بازه زمانی؟

هدف مبهم = مسیر اشتباه
هدف دقیق = برنامه دقیق


قدم دوم: ساخت پایه زبانی با نگاه آزمونی

در این مرحله:

  • گرامر پایه آموزش داده می‌شود، اما با مثال‌های آزمونی

  • واژگان انتخاب می‌شوند بر اساس کاربرد در آزمون

  • مکالمه تمرین می‌شود با ساختارهای رسمی و نیمه‌رسمی

یعنی حتی زبان‌آموز سطح A2 یا B1 هم از همان ابتدا با فضای آزمون آشنا می‌شود، بدون استرس.


قدم سوم: تقویت هم‌زمان چهار مهارت اصلی

بهترین روش یادگیری هم‌زمان زبان و آزمون این است که هیچ مهارتی حذف نشود:

Listening

تمرین شنیداری باید:

  • آکادمیک و واقعی باشد

  • لهجه‌های مختلف را پوشش دهد

  • با تکنیک‌های پاسخ‌دهی آزمون همراه باشد

Reading

خواندن فقط فهم متن نیست؛

  • مدیریت زمان

  • شناسایی کلیدواژه‌ها

  • و تکنیک Skimming و Scanning
    بخش اصلی یادگیری هستند.

Writing

نوشتن از همان ابتدا باید:

  • ساختارمند باشد

  • مطابق استاندارد نمره‌دهی آزمون

  • و اصلاح حرفه‌ای دریافت کند

Speaking

مکالمه آزمونی فرق دارد با مکالمه روزمره:

  • اعتمادبه‌نفس

  • دقت زبانی

  • و پاسخ‌سازی هدفمند
    کلید موفقیت هستند.


قدم چهارم: آزمون‌محور شدن در زمان درست

یکی از اشتباهات رایج این است که زبان‌آموزان خیلی زود وارد تست‌زنی سنگین می‌شوند. روش اصولی:

  1. ساخت پایه

  2. تقویت مهارت

  3. ورود تدریجی به تکنیک‌های آزمون

  4. شبیه‌سازی آزمون واقعی

به این ترتیب، آزمون تبدیل به دشمن نمی‌شود؛ بلکه بخشی طبیعی از مسیر یادگیری خواهد بود.


نقش مدرس و مرکز آموزشی در موفقیت نهایی

یادگیری هم‌زمان زبان و آزمون بدون راهنمای حرفه‌ای، بسیار زمان‌بر و فرسایشی است. مراکزی که:

  • تجربه واقعی آزمون دارند

  • استانداردهای رسمی را می‌شناسند

  • و مسیر آموزشی را شخصی‌سازی می‌کنند

می‌توانند فاصله شما تا نمره دلخواه را به شکل چشمگیری کوتاه کنند.


زبان را برای «هدف» یاد بگیرید

بهترین روش یادگیری هم‌زمان زبان و آمادگی آزمون این است که:

  • از ابتدا آزمون را بشناسید

  • زبان را هدفمند یاد بگیرید

  • و با برنامه‌ای اصولی جلو بروید

این روش نه‌تنها استرس آزمون را کاهش می‌دهد، بلکه باعث می‌شود زبان‌آموزی شما کاربردی، ماندگار و نتیجه‌محور باشد.


طراحی مسیر هوشمند یادگیری زبان همراه با آمادگی آزمون

یادگیری هم‌زمان زبان و آمادگی آزمون، بیش از هر چیز به طراحی مسیر درست وابسته است. بسیاری از زبان‌آموزان انگیزه و زمان دارند، اما به‌دلیل نداشتن نقشه راه، یا به نتیجه نمی‌رسند یا مجبور می‌شوند مسیر را از ابتدا اصلاح کنند. مسیر هوشمند، مسیری است که زبان‌آموز را قدم‌به‌قدم از سطح فعلی به نمره هدف برساند؛ بدون اتلاف وقت، بدون فشار غیرمنطقی و بدون سردرگمی.


چرا مسیر یادگیری باید شخصی‌سازی شود؟

هیچ دو زبان‌آموزی شرایط یکسانی ندارند. تفاوت‌ها می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • سطح اولیه زبان

  • هدف (مهاجرت، تحصیل، کار)

  • بازه زمانی تا آزمون

  • سابقه یادگیری ناموفق یا وقفه طولانی

  • زبان مقصد (انگلیسی یا آلمانی)

روش هوشمند یادگیری، این تفاوت‌ها را نادیده نمی‌گیرد؛ بلکه بر اساس آن‌ها برنامه اختصاصی طراحی می‌کند.


مرحله اول مسیر: تثبیت پایه زبانی هدفمند

در این مرحله، تمرکز روی «زبان خام» نیست، بلکه روی زبان موردنیاز آزمون است. یعنی:

  • گرامرهای ضروری انتخاب می‌شوند، نه همه گرامرها

  • واژگان بر اساس پرتکرارترین موضوعات آزمون آموزش داده می‌شوند

  • جمله‌سازی از همان ابتدا با ساختار رسمی و آکادمیک تمرین می‌شود

در این رویکرد، حتی زبان‌آموز سطح پایه هم از همان ابتدا حس می‌کند که در مسیر درست آزمون حرکت می‌کند.


مرحله دوم: آموزش مهارت‌ها با نگاه نمره‌آور

در یادگیری هم‌زمان زبان و آزمون، هر مهارت باید با دو سؤال آموزش داده شود:

  1. این مهارت در زبان واقعی چه کاربردی دارد؟

  2. همین مهارت در آزمون چطور نمره می‌آورد؟

برای مثال:

  • Listening فقط شنیدن نیست؛ تشخیص تله‌های آزمونی است

  • Reading فقط فهم متن نیست؛ مدیریت زمان و استراتژی پاسخ‌دهی است

  • Writing فقط نوشتن نیست؛ رعایت معیارهای رسمی نمره‌دهی است

  • Speaking فقط صحبت‌کردن نیست؛ ساخت پاسخ استاندارد در زمان محدود است


مرحله سوم: ورود تدریجی به فضای آزمون

یکی از اصول طلایی یادگیری هوشمند این است که آزمون ترسناک نشود. به همین دلیل:

  • آزمون‌های آزمایشی از سطح ساده شروع می‌شوند

  • ابتدا تمرکز روی «تحلیل پاسخ» است، نه فقط نمره

  • زبان‌آموز یاد می‌گیرد چرا پاسخ درست است، نه فقط کدام پاسخ درست است

این مرحله باعث می‌شود آزمون از یک مانع ذهنی به یک ابزار پیشرفت تبدیل شود.


نقش برنامه‌ریزی زمانی در موفقیت

یادگیری هم‌زمان بدون برنامه زمانی دقیق تقریباً غیرممکن است. برنامه استاندارد باید:

  • واقع‌بینانه باشد

  • با شرایط زندگی زبان‌آموز هماهنگ شود

  • زمان مرور و اصلاح را در نظر بگیرد

  • از فرسودگی ذهنی جلوگیری کند

برنامه خوب، زبان‌آموز را مجبور نمی‌کند؛ هدایت می‌کند.


چرا خودخوانی برای این مسیر کافی نیست؟

منابع آنلاین فراوان‌اند، اما مشکل اینجاست:

  • منابع پراکنده‌اند

  • اولویت‌بندی ندارند

  • و بازخورد شخصی ارائه نمی‌دهند

در مسیر هم‌زمان زبان و آزمون، بازخورد حرفه‌ای نقش حیاتی دارد؛ مخصوصاً در مهارت‌هایی مثل Writing و Speaking که بدون اصلاح تخصصی، پیشرفت واقعی اتفاق نمی‌افتد.


یادگیری هم‌زمان زبان و آمادگی آزمون، یک پروژه کوتاه‌مدت و تصادفی نیست؛
بلکه یک مسیر طراحی‌شده، هدفمند و قابل اندازه‌گیری است.

کسی که این مسیر را درست شروع کند:

  • زمان کمتری تلف می‌کند

  • استرس کمتری تجربه می‌کند

  • و با اعتمادبه‌نفس بیشتری وارد آزمون می‌شود


عبور هوشمندانه از یادگیری زبان به موفقیت قطعی در آزمون

در نقطه‌ای از مسیر یادگیری، زبان‌آموز باید یک تصمیم مهم بگیرد:
آیا هنوز در مرحله «یادگیری برای دانستن» است یا زمان آن رسیده وارد مرحله یادگیری برای نتیجه شود؟
یادگیری هوشمندانه دقیقاً از همین نقطه معنا پیدا می‌کند؛ جایی که هدف، نه صرفاً پیشرفت زبانی، بلکه دستیابی قطعی به نمره آزمون است.


چه زمانی باید وارد آمادگی تخصصی آزمون شویم؟

ورود زودهنگام به آزمون اشتباه است؛ ورود دیرهنگام هم خطرناک. زمان درست زمانی است که:

  • زبان‌آموز می‌تواند متن‌ها را بدون ترجمه کلمه‌به‌کلمه بفهمد

  • گرامرهای پایه و میانی را در جمله به‌کار ببرد

  • مکالمه‌اش روان اما نه الزاماً بی‌نقص باشد

در این نقطه، تمرکز باید از «یادگیری بیشتر» به «هدف‌گیری نمره» تغییر کند.


تفاوت آمادگی تخصصی با مطالعه معمولی

در آمادگی تخصصی:

  • هر تمرین دقیقاً مطابق فرمت آزمون طراحی می‌شود

  • خطاها بر اساس معیارهای رسمی نمره‌دهی اصلاح می‌شوند

  • تمرکز از حجم مطالعه به کیفیت پاسخ منتقل می‌شود

زبان‌آموز یاد می‌گیرد چگونه فکر کند، چگونه پاسخ بسازد و چگونه زمان را مدیریت کند؛ نه اینکه فقط اطلاعات بیشتری جذب کند.


نقش شبیه‌سازی آزمون در موفقیت نهایی

یکی از مهم‌ترین عناصر موفقیت، تجربه‌ی مکرر شرایط واقعی آزمون است:

  • محدودیت زمانی

  • فشار ذهنی

  • ساختار دقیق سؤالات

  • و حتی ترتیب مهارت‌ها

وقتی آزمون دیگر غریبه نباشد، استرس به حداقل می‌رسد و عملکرد واقعی زبان‌آموز خودش را نشان می‌دهد.


چرا مراکز تخصصی مسیر را کوتاه‌تر می‌کنند؟

آمادگی حرفه‌ای آزمون بدون هدایت تخصصی، معمولاً زمان‌بر و پرهزینه می‌شود. مراکز تخصصی:

  • مسیر را از قبل رفته‌اند

  • اشتباهات رایج را می‌شناسند

  • و می‌دانند چه چیزی واقعاً نمره می‌آورد

در چنین فضایی، زبان‌آموز لازم نیست حدس بزند؛ فقط باید مسیر درست را اجرا کند.


بهترین روش یادگیری هم‌زمان زبان و آمادگی آزمون، ترکیبی است از:

  • آموزش اصولی زبان

  • ورود مرحله‌ای به فضای آزمون

  • تمرین هدفمند

  • بازخورد تخصصی

  • و برنامه‌ریزی واقع‌بینانه

این روش نه‌تنها شانس موفقیت را بالا می‌برد، بلکه مسیر را قابل کنترل، قابل پیش‌بینی و قابل اعتماد می‌کند.


یک نکته مهم برای مسیر شما

اگر هدف شما مهاجرت، تحصیل یا کار بین‌المللی است،
زبان نباید یک مانع نامعلوم باشد؛
باید به یک ابزار قابل اتکا تبدیل شود.

انتخاب مسیر درست، همان چیزی است که بین «تلاش زیاد بدون نتیجه» و «موفقیت هدفمند» تفاوت ایجاد می‌کند.

دوره‌های آمادگی آزمون‌های IELTS و ÖSD در مؤسسه اندیشه پارسیان فقط «کلاس زبان» نیستند؛ این دوره‌ها یک مسیر دقیق، طراحی‌شده و نتیجه‌محور هستند برای کسانی که هدفشان مشخص است: مهاجرت، تحصیل یا ورود حرفه‌ای به بازار کار بین‌المللی. در این دوره‌ها، آموزش زبان از حالت کلی و پراکنده خارج می‌شود و دقیقاً بر اساس استانداردهای رسمی آزمون، معیارهای نمره‌دهی و تجربه‌ی واقعی داوطلبان پیش می‌رود. هر آنچه آموزش داده می‌شود، یک دلیل دارد: نمره آوردن.

آنچه این دوره‌ها را متمایز می‌کند، ترکیب هوشمندانه‌ی آموزش اصولی زبان + آمادگی تخصصی آزمون است. زبان‌آموز نه‌تنها مهارت‌های چهارگانه را تقویت می‌کند، بلکه یاد می‌گیرد چگونه در شرایط واقعی آزمون فکر کند، پاسخ بسازد، زمان را مدیریت کند و از تله‌های آزمونی عبور کند. تمرین‌ها شبیه‌سازی‌شده، بازخوردها دقیق و اصلاح‌ها کاملاً شخصی‌سازی‌شده‌اند؛ مخصوصاً در مهارت‌های Writing و Speaking که تفاوت اصلی بین نمره متوسط و نمره موفق را رقم می‌زنند.

برای آزمون ÖSD، مزیت اندیشه پارسیان فراتر از آموزش است؛ اینجا شما در محیطی آموزش می‌بینید که آزمون به‌صورت رسمی برگزار می‌شود. همین موضوع باعث می‌شود زبان‌آموز با فضای واقعی، قوانین، استانداردها و انتظارات آزمون کاملاً آشنا شود. برای IELTS هم دوره‌ها بر اساس جدیدترین ساختار آزمون و نیازهای واقعی مهاجرت و تحصیل طراحی شده‌اند، نه حفظ تکنیک‌های سطحی و کوتاه‌مدت.

اگر به‌دنبال دوره‌ای هستید که فقط «مطالعه» نباشد،
اگر می‌خواهید بدانید دقیقاً چرا، چگونه و تا چه زمانی باید بخوانید،
و اگر می‌خواهید نتیجه آزمون برایتان قابل پیش‌بینی و قابل اتکا باشد،
دوره‌های آمادگی آزمون IELTS و ÖSD اندیشه پارسیان دقیقاً برای شما طراحی شده‌اند.

مشاهده دوره های آمادگی آزمون IELTS

مشاهده دوره های آمادگی آزمون ÖSD

 

  • اندیشه پارسیان
  • ۰
  • ۰

افعال haben , sein در Präteritum

در زبان آلمانی، یاد نگرفتن افعال sein و haben در زمان گذشته، یعنی از دست دادن بخش بزرگی از توانایی صحبت کردن درباره‌ی زندگی واقعی. تقریباً هر وقت بخواهید از یک تجربه‌ی شخصی، یک اتفاق ساده‌ی روزمره، وضعیت جسمی یا روحی، مکان بودن، یا حتی داشتن و نداشتن چیزی در گذشته حرف بزنید، ناچار به استفاده از این دو فعل هستید. جملاتی مثل «دیروز خسته بودم»، «هفته‌ی قبل وقت نداشتم»، «آن زمان دانشجو بودم» یا «آن روز یک مشکل داشتم» بدون تسلط بر گذشته‌ی sein و haben اصلاً ساخته نمی‌شوند. به همین دلیل، این دو فعل را می‌توان ستون فقرات زمان گذشته در زبان آلمانی دانست؛ افعالی که هم در مکالمات روزمره و هم در متن‌های نوشتاری بیشترین کاربرد را دارند و یادگیری آن‌ها برای زبان‌آموزان در سطوح A1 و A2 کاملاً حیاتی است.

نکته‌ی مهم اینجاست که در زبان آلمانی، برخلاف بسیاری از فعل‌ها که معمولاً با Perfekt به گذشته می‌روند، sein و haben اغلب به‌صورت Präteritum استفاده می‌شوند؛ هم در صحبت کردن و هم در نوشتن. به همین خاطر، دانستن شکل‌های گذشته‌ی این دو فعل فقط یک نکته‌ی گرامری نیست، بلکه یک مهارت ارتباطی واقعی محسوب می‌شود. در این مقاله تلاش می‌کنیم گذشته‌ی sein و haben را به شکلی ساده، منظم و کاملاً کاربردی یاد بگیریم؛ با مثال‌هایی که مستقیماً از زندگی روزمره می‌آیند و دقیقاً همان ساختارهایی را پوشش می‌دهند که در امتحان‌های زبان مثل ÖSD و telc و همچنین در مکالمات واقعی آلمانی‌زبان‌ها با آن‌ها روبه‌رو می‌شوید. هدف این است که بعد از خواندن این مطلب، بتوانید بدون مکث و تردید درباره‌ی گذشته‌ی خود صحبت کنید و این دو فعل پایه‌ای را با اعتمادبه‌نفس به کار ببرید.


 


 

pronomen sein  haben
ich war hatte
du warst hattest
er / sie / es war hatte
wir waren hatten
ihr wart hattet
sie / Sie waren hatten

sein im Präteritum

Ich war gestern sehr müde. : (من دیروز خیلی خسته بودم)

Du warst letzte Woche krank. : (تو هفته‌ی قبل مریض بودی)

Er war früher Student. : (او قبلاً دانشجو بود)

Wir waren am Wochenende zu Hause. : (ما آخر هفته خانه بودیم)

Ihr wart gestern im Kino. : (شما دیروز سینما بودید)

Sie waren lange in Deutschland. : (آن‌ها / شما مدت زیادی در آلمان بودید)


Beispiele für haben im Präteritum

Ich hatte gestern keine Zeit. : (من دیروز وقت نداشتم)

Du hattest viele Fragen. : (تو سوال‌های زیادی داشتی)

Sie hatte ein wichtiges Problem. : (او یک مشکل مهم داشت)

Wir hatten früher einen Hund. : (ما قبلاً یک سگ داشتیم)

Ihr hattet gestern Unterricht. : (شما دیروز کلاس داشتید)

Sie hatten viel Stress bei der Arbeit. : (آن‌ها / شما در محل کار استرس زیادی داشتید)


برای آموزش‌های بیشتر و ویدیوهای کوتاه کاربردی آلمانی، می‌توانید به کانال یوتیوب اندیشه پارسیان مراجعه کنید.

  • اندیشه پارسیان
  • ۰
  • ۰

فعل آلمانی reinkommen

اگر پشت در ایستاده‌ای و منتظری کسی بهت بگه «بیا داخل!»، بدون که در آلمانی یک فعل مخصوص این لحظه وجود دارد: reinkommen. این فعل کوتاه و خودمونی دقیقاً همون چیزی است که تو مکالمات روزمره زیاد می‌شنوی، از دفتر کار گرفته تا خونه‌ی دوستت؛ یک دعوت ساده، صمیمی برای وارد شدن!


 


reinkommen (وارد شدن)

فعل reinkommen یکی از افعال پرکاربرد و محاوره‌ای در زبان آلمانی است که به معنای «وارد شدن» یا «داخل آمدن» استفاده می‌شود. این فعل معمولاً زمانی به کار می‌رود که کسی از بیرون به داخل یک فضا حرکت می‌کند، مثل اتاق، خانه یا دفتر کار.

reinkommen یک فعل trennbar است که از پیشوند rein- و فعل kommen ساخته شده است.
در جملهٔ اصلی، پیشوند rein از فعل جدا می‌شود و در انتهای جمله قرار می‌گیرد.

Ich bin im Büro, komm rein!

من داخل دفتر هستم، بیا داخل!

در این جمله، rein در پایان جمله آمده و حالت دستوری (Imperativ) دارد که در مکالمات روزمره بسیار رایج است.

فعل reinkommen بیشتر در زبان گفتاری استفاده می‌شود و حالتی صمیمی دارد. در موقعیت‌های رسمی‌تر معمولاً از افعال دیگری مانند eintreten استفاده می‌شود.


برای آموزش‌های بیشتر و ویدیوهای کوتاه کاربردی آلمانی، می‌توانید به کانال یوتیوب اندیشه پارسیان مراجعه کنید.

  • اندیشه پارسیان
  • ۰
  • ۰

یادگیری هوشمندانه لغات انگلیسی

چگونه با افزودن -y و -ty کلمات ساده را به صفت تبدیل کنیم؟

یکی از هوشمندانه‌ترین راه‌ها برای گسترش دایره لغات انگلیسی، یادگیری الگوهای ساخت کلمه است، نه حفظ کردن تک‌تک لغات به‌صورت جداگانه. وقتی زبان‌آموز فقط لغت حفظ می‌کند، ذهن او خیلی زود خسته می‌شود؛ اما زمانی که یاد می‌گیرد چطور از یک کلمه ساده چند معنای جدید بسازد، یادگیری هم سریع‌تر می‌شود و هم ماندگارتر.

یکی از ساده‌ترین و در عین حال کاربردی‌ترین روش‌ها در انگلیسی، تبدیل اسم به صفت با اضافه کردن پسوندهایی مثل -y و -ty است. این پسوندها به ما کمک می‌کنند یک ویژگی، حالت یا احساس مرتبط با آن اسم را بیان کنیم؛ چیزی که در مکالمه، توصیف و حتی رایتینگ بسیار پرکاربرد است.

برای مثال:

  • fox به معنی روباه است
    اما وقتی -y به آن اضافه می‌کنیم:

  • foxy دیگر فقط «روباه‌گونه» نیست، بلکه به معنی جذاب، زرنگ یا دلربا استفاده می‌شود.

این دقیقاً همان جایی است که یادگیری هوشمندانه لغات اتفاق می‌افتد؛ یعنی یاد گرفتن معنا از دل ساختار زبان، نه از حفظ کردن لیست‌های طولانی.

در ادامه، چند مثال ساده و کاربردی را بررسی می‌کنیم تا ببینیم چطور با اضافه کردن -y یا -ty، معنی کلمه تغییر می‌کند و به صفت تبدیل می‌شود.


 


بررسی کلمات

1. fox + y → foxy

  • fox = روباه

  • foxy = جذاب، دلربا، زرنگ

این کلمه بیشتر برای توصیف ظاهر یا رفتار استفاده می‌شود و بار معنایی مثبت دارد.


2. cat + ty → catty

  • cat = گربه

  • catty = نیش‌دار، طعنه‌آمیز، بدجنس (در حرف زدن)

catty برای توصیف رفتاری استفاده می‌شود که کمی حسادت‌آمیز یا کنایه‌دار است، به‌خصوص در صحبت‌ها.


3. fish + y → fishy

  • fish = ماهی

  • fishy = مشکوک، بو‌دار، غیرعادی

این کلمه در مکالمه بسیار رایج است و معمولاً وقتی چیزی درست به نظر نمی‌رسد، استفاده می‌شود.


4. pick + y → picky

  • pick = انتخاب کردن

  • picky = سخت‌گیر، وسواسی در انتخاب

برای توصیف افرادی که خیلی سخت انتخاب می‌کنند (مثلاً در غذا، لباس یا تصمیم‌گیری) کاربرد دارد.


5. class + y → classy

  • class = کلاس، طبقه

  • classy = شیک، باکلاس، باوقار

این کلمه معمولاً برای توصیف ظاهر، رفتار یا حتی یک مکان یا طراحی استفاده می‌شود.


چرا این روش یادگیری مهم است؟

وقتی شما یاد می‌گیرید که:

  • یک اسم ساده را بگیرید

  • یک پسوند مشخص به آن اضافه کنید

  • و معنی جدید را درک کنید

در واقع دارید تفکر انگلیسی را تمرین می‌کنید، نه فقط حفظ لغت. این مهارت به‌ویژه در:

  • مکالمه

  • رایتینگ آیلتس

  • و درک متون واقعی

تأثیر بسیار زیادی دارد.


معرفی آموزش‌های ویدیویی اندیشه پارسیان

اگر دوست دارید این مدل لغت‌ها را به‌صورت ویدیویی، کوتاه، کاربردی و همراه با مثال واقعی یاد بگیرید، آموزش‌های ویدیویی اندیشه پارسیان دقیقاً با همین رویکرد طراحی شده‌اند. در این ویدیوها، لغات فقط ترجمه نمی‌شوند؛ بلکه ریشه، کاربرد و معنی واقعی آن‌ها در مکالمه توضیح داده می‌شود تا یادگیری سریع‌تر و عمیق‌تر باشد.

مشاهده کانال یوتیوب اندیشه پارسیان

 

  • اندیشه پارسیان